سلام

از تمام دوستان عذر خواهی میکنم

شرمنده همتونم

نباید مشکلاتم را توی وبلاگ دخترم بیان کنم

کلا من آدم سس عنصری هستم

به قول مامانم :

بین بچه هاش فقط من روی حرفم نمی مونم

زود از دیگران تاثیر میپذیرم

قصد داشتم دیگه ننویسم

چون به خاطره یکی دیگه شروع به نوشتن کرده بودم

ولی از حالا میخوام به خاطره خودم و دخترم بنویسم

این دو هفته توی خونه بودم

استراحت و استراحت

خسته شدم از بس فکر کردم

حالا یه کم آروم شدم

فهمیدم که دنیا به آخر نرسیده

فهمیدم که در اوج بی کسی اون بالا بالا هم خدایی هست

ولی دوستان این را هم بدانید

از دست دادن دوست خیلی سخته

ولی من تجربه کردم

قصد دارم زندگی بدون دوست را تجربه کنم

قصد دارم فقط به فکر سارینا باشم

به چیزهای نامربوط اصلا فکر نکنم

با نوشتن آروم تر میشم

سعی میکنم تا بتونم بنویسم

از کامنتهای خیلی احساسی تون ممنونم

از آنجا که کامنتهای پست قبلی خیلی احساسی بود

هیچ کدوم را تایید نکردم

مرسی از این همه ابراز احساسات

شاید فردا و یا  سه شنبه برم سرکار

پس تا بعد .....................................