دیگه چیزی به رسیدن ماه خدا نمونده.ماهی که همه ی ما در اون مهمان سفره کرم و بخشش خدای مهربون هستیم.ماهی که بین بندگان صالح و شایسته و انسانهای روسیاه و گناهکار در اون هیچ فرقی نیست و شبها و روزها و ثانیه های این ماه عزیز یک فرصت یکسان در اختیار تمام بندگان  خدا برای بخشیده شدن و از آلودگی و گناه در اومدن قرار میده.ماهی که تفاوت انسانها با هم بعد از شب قدر و اتمام اون مشخص میشه.خوش به حال اون کسانی که قدر لحظه لحظه ی این ماه عزیز رو بدونن.

ســـــــــــــــــــــلامی به بزرگی دل کوچک کودکان...

 

سلامی به گرمی دلهای تفتیده از آتش عشق و به گرمی یک اشک سوزان سلامی به سنگینی یک بغض نشکفته و سلامی به زیبایی تولد یک کودک، شکوفای یک غنچه و ...

و سلامی به زیبایی نام مادر

وبلاگ

 امیدواریم که همیشه شاد و بهاری باشید ولی هیچ وقت حتی برای یک لحظه هم که شده ابر بهاری نباشید

این پست را فقط به خاطره مادرم نوشتم مادری که از روز اول زندگی تا به حال برای من خیلی زحمت کشیده حتی حالا که هم بزرگ شده ام و مستقل شده ام باز هم برایم خیلی زحمت میکشد مادران شاغل این موضوع را خوب می فهمند

من از روزی که سارینا را بدنیا آوردم تا به حالا که سارینا 6-7 سالش شده این مادرم بوده که به جای من از سارینا مواظبت کرده و بزرگش کرده

ما باید قدر مادرمون را به خوبی بدونیم

 گاهی اوقات که با خودم فکر می کنم می بینم اگر از مادرم دور بودم چه طور سارینا را بزرگش می کردم یا مجبور بودم که او را به فرد نا آشنایی بسپارم یا مجبور بودم کارم را به خاطره او رها کنم

ولی حالا خوشحالم که همچین مادری دارم بدون هیچ چشم داشتی و توقعه ای از سارینا مثل من حتی بهتر از من مراقبت می کند 

 

 توی این دنیای مجازی با صدای خیلی خیلی بلند می خوام به مادرم بگویم دوووووووووووووووووووووستت دارم اندازه ی تمام دنیا

 جایتان خالی به پیشنهاد دوستان که گفته بودند سارینا را ببرش پارک ما هم دوباره رفتیم پارک این عکس ها را توی پارک از سارینا و دختر عمویش هلیا گرفتیم

این هم سارینا روبروی محل کار مامان

توی مرداد ماه تولد خیلی از کوچولوها بود که ما نتونستیم

بهشون تبریک بگیم و به خاطره تعداد زیاد و از آنجا که فکر می کردیم

که یکی از آنها از قلم بیفتند ما اسمی از بچه ها نبردیم

در هر صورت تولد مردادی ها مبارک باشه